تبلیغات
روز واقعه... - امام حسین یک چهره مذهبی مظلوم سیاسی
 
روز واقعه...
السلام علیک یا اهل البیت نبوت.
درباره وبلاگ


شهادت مزد خوبان است.

یا حسین(ع) به راستی راز کربلای تو چیست که هرکس به اندازه ی معرفتش از حماسه ی تو میفهمد.

بخدا حرام است عزادار تو بودن و زیر پرچم کفر وظلم زیستن.آری بخدا شایسته است تو را چون علی پدر و آن پدر را شایسته است چونین پسر.

خدایا به راستی که عاشقی چون تو معشوقی چون حسین(ع) دارد.

این وب شامل بخشهایی از کتابهای استاد شهید مرتضی مطهری با موضوعات مرتبط با فرهنگ عاشورا، بصیرت، عبرت‌های عاشورا،است . منابع ما:
حماسه حسینی 1
حماسه حسینی2
و حماسه حسینی3
قیام و انقلاب حضرت مهدی(عج)
است"

و من الله التوفیق


مدیر وبلاگ : مهدیه .
نویسندگان

 

امام حسین که درود خدا بر او و تمام پیروان راستین و صادق او باد.
 یک مظلوم و یک مرد سیاسی مذهبی "صادق" بود .
علیه حکومت اسلامی یزید که بر خلاف پدرش معاویه حتی در ظاهر هم گرایشی به
 دین نداشت قیام کرد.ماجرا به این راحتی نبود
همگان میدانستند یزید صلاحیت حکومت اسلامی را ندارد.
میدانستند که اگر همین  وضع ادامه یابد از دین و اخلاق و اسلام چیزی جز یک
خاطره باقی نخواهد ماند.
میگفتند: حسین (ع) اتحاد در جامعه مهم تر است وحدت جامعه ی اسلامی را فدا نکن.
 اما به راستی اگر امام حسین (ع) قیام نمیکرد دیگر چیزی به نام دین میماند که
برایش وحدتی بماند.
بسیاری بودند که قبل از قیام امام حسین (ع)که به مخالفت با حاکم شدن
یزید پرداختند
 اما هر کدام با گرفتن تکه ای از حکومت و مقداری دینار راضی شدند!
و کنار کشیدند.در واقع معاویه رای چهره ها وخواص سیاسی را برای آقازاده اش
 خرید.
 
شهید مطهری در کتاب حماسه حسینی در این باره می نویسند:
اولا ملك یزید ثابت و محكم و پابرجا نبود - مثل ملك معاویه - به جهت‏
اینكه تنها مغیرش بن شعبه حاكم آنوقت كوفه كه از حكومت عزل شده بود این‏
پیشنهاد ( ولایت عهدی یزید ) را كرد و خود معاویه باور نمی كرد ، با زیاد
مشورت كرد او هم صلاح ندید ( لا اقل حاضرا ) . مروان حكم سخت مخالف بود
و خودش طمع داشت و حتی در فكر شورش افتاد و بعد با ماهی هزار دینار
برای خود و صد دینار برای دوستان قانع شد . سعید پسر عثمان از معاویه گله‏
كرد كه پدر و مادر و خود من از یزید و پدر و مادرش بهترین هستیم و بعد
هم با دریافت ولایت خراسان راضی شد و رفت . پس این حكومت استقرار
نداشت بذاته .
ثانیا دولت یزید از ابتدا بناء كارش برسب علی ( ع ) و آل علی بود و
اگر حسین ( ع ) بیعت می‏كرد ناچار بود وفا كند و این خود امضاء این سنت‏
سیئه بود و نسل بعد نسل مورد قبول واقع می‏شد . ( حكومت یزید از معاویه‏
صد درجه بدتر بود زیرا سر به رسوائی زده بود ) .
اما راجع به نتایج این حركت : اولا خود یزید نتوانست آب خوشی از
گلویش فرو برود . حادثه مدینه دنبال حادثه كربلابود . عبدالله بن زبیر وسیله تبلیغاتی
 خوبی یافت و قضیه مكه واقع شد .
بعدها " یالثارات الحسین " ستاری بود كه در تمام مدت شصت ساله بعدی‏
بنی امیه همواره حكومت اموری را می‏لرزانید . لهذا بعضیها مثل مارتین‏
آلمانی سیاست حسینی را از اول متوجه همین هدفها می‏دانند .
عقاد راجع به حركت دادن نساء و اطفال می‏گوید : " . . . انما یبدو
الخطاء فی هذه الحركة حین تنظر الیها من زاویة واحدش ضیقة المجال قریبة
المرمی ، و هی زاویة العمل الفردی الذی یراض باسالیب المعیشة الیومیة و
یدور علی النفع العاجل للقائمین به والدا عین الیه . . . "
می‏گوید مسلم قادر بود خیلی كارها از قبیل كارهای ابن زیاد بكند ،
مالهائی بگیرد و ببخشد و بكشد ، ولی برخلاف اصولی بود كه پیروی می‏كرد .
 
ونیز استاد در باره ی صداقت و اخلاص هدف امام حسین میگوید.
 
تمام فاجعه كربلا برای این بود كه امام رأی خود را نفروخت.
 
از قبل از مردن معاویه و همچنین بعد از مردن او در دوره یزید چه در
وقتی كه امام در مدینه بود و چه در مكه و چه در بین راه و چه در كربلا ،
آنها از امام فقط یك امتیاز می‏خواستند و اگر آن یك امتیاز را امام به‏
آنها می‏داند نه تنها كاری به كارش نداشتند . انعامها هم می‏كردند و امام‏
هم همه آن تحمل رنج‏ها را كرد و تن به شهادت خود و كسانش داد كه همان‏
یك امتیاز را ندهد . آن یك امتیاز فروختن رأی و عقیده بود . در آن زمان‏
صندوق و انتخاباتی نبود ، بیعت بود . بیعت آنروز رأی دادن امروز بود .
پس امام اگر یك رأی غیر وجدانی و غیر مشروع می‏داد شهید نمی‏شد ، شهید شد
كه رأی و عقیده خودش را نفروخته باشد.
 
 
اما زندگی یزد"
مادر یزید دختر مجدل كلبیه است كه زندگی با معاویه و در شهر را كراهت‏
داشت.
معاویه آن زن را با یزید پسرش به بادیه فرستاد و یزید در بادیه رشد
یافت ، لهذا اخلاق بادیه نشینی و صحرانشینی داشت . زبانش فصیح بود -
یزید دیوانی دارد كه چاپ شده .اما بسیار خیال پرداز بود.
 ابن خلكان را می‏گویند از مریدهای فصاحت‏
یزید است - و به شكار علاقه فراوانی داشت. سوم‏
اینكه به اسب سواری و مسابقه و تربیت حیوانات و مخصوصا سگ علاقه‏
فراوانی داشت .
این صفات در یك مردی كه قوی و نیرومند و صاحب ملكات فاضله باشد
كمال و موجب تكمیل قوای او می‏شود ولی در اهل تنعم و اعقاب سلالات و
آقازاده‏ها و اشراف زاده‏ها و شاهزاده‏ها سبب بطالت و اغراق در ترف و
تنعم می‏شود .
و میمونی داشت که به این‏ حیوان لباس ابریشم و حریر و دیبا و جامه‏های
 زربفت می‏پوشید و او را در مجلس شراب خویش حاضر می‏كرد .
از طرف دیگر ماده‏
الاغ چابكی داشت و گاهی ابا قیس كه تعلیم داده شده بود سوار آن ماده الاغ‏
می‏شد و در مسابقه اسبها شركت می‏كرد . خودش خیلی علاقه داشت كه ابا قیس‏
برنده مسابقه بشود ( و شاید هم احیانا سوار كارها به خاطر یزید عمدا ماده‏
الاغ را جلو می‏انداختند ) .

بعضی گفته‏اند به " ذات الجنب " مرد در سن 37 سالگی ( 1 ) .
احتمال داده می‏شود كه افراط در شراب و لذات ، كبدش را از بین برده‏
بوده . یزید در كودكی در بادیه مرض آبله گرفت و آبله رو بود . عقاد
می‏گوید : و سیم و بلند قامت بود . همچنین می‏گوید : یزید به مسابقه و
مطارده علاقمند بود ولی بیشتر جنبه لهوی داشت نه جنبه جدی و شجاعانه

یزید شخصا خصلت شجاعت و تهور عربی را كه بعضی از آباء مادریش مثل عتبه‏
و ولید عمویش و شیبه داشتند نداشت.

 




نوع مطلب : دین اخلاق-فرهنگ، عاشورا، از قیام حسینی تا انقلاب خمینی، فلسفه ی شهادت ، 
برچسب ها :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :