تبلیغات
روز واقعه... - قداست شهید
 
روز واقعه...
السلام علیک یا اهل البیت نبوت.
درباره وبلاگ


شهادت مزد خوبان است.

یا حسین(ع) به راستی راز کربلای تو چیست که هرکس به اندازه ی معرفتش از حماسه ی تو میفهمد.

بخدا حرام است عزادار تو بودن و زیر پرچم کفر وظلم زیستن.آری بخدا شایسته است تو را چون علی پدر و آن پدر را شایسته است چونین پسر.

خدایا به راستی که عاشقی چون تو معشوقی چون حسین(ع) دارد.

این وب شامل بخشهایی از کتابهای استاد شهید مرتضی مطهری با موضوعات مرتبط با فرهنگ عاشورا، بصیرت، عبرت‌های عاشورا،است . منابع ما:
حماسه حسینی 1
حماسه حسینی2
و حماسه حسینی3
قیام و انقلاب حضرت مهدی(عج)
است"

و من الله التوفیق


مدیر وبلاگ : مهدیه .
نویسندگان
شنبه 11 دی 1389 :: نویسنده : مهدیه .
منشأ قداست
شهادت ، قداست خود را از ناحیه چه امری دارد ؟ بدیهی است كه شهادت‏
از آن جهت كه كشته شدن است تقدس ندارد . بسیاری از كشته شدنها است كه‏
" نفله " شدن است . احیانا به جای اینكه افتخار باشد ننگ است .
این جا لازم است توضیح بیشتری بدهم :
می‏دانیم مرگ و میرهای اشخاص انواع و اقسام دارد :
1 - مرگ طبیعی - شخصی عمر طبیعی خود را به پایان می‏رساند و به طور
طبیعی می‏میرد . این گونه مرگها قهرا عادی تلقی می‏شود ، نه افتخار آمیز
است و نه ملامت خیز ، و حتی تأسف زیادی به دنبال خود نمی‏آورد و قهرا
اینگونه مردنها " نفله شدن " هم تلقی نمی‏شود .
2 - مرگ اخترامی در اثر بیماریها ، مثلا حصبه ، وبا و غیره ، یا در اثر
حوادث یا سوانحی از قبیل زلزله و سیل و حوادثی از این قبیل . این گونه‏
مرگها هر چند ملامت یا افتخاری ندارد ، اما " نفله شدن " هست ، و قهرا
موجب تأسف .
3 - مرگهائی كه پای یك جنایت در كار است . یعنی مرگهائی كه از طرف‏
مقتول هیچ عملی صورت نگرفته است و قاتل صرفا به موجب هوی و هوس خود
كه وجود طرف را مزاحم منافع خود تشخیص می‏دهد او را هدف قرار می‏دهد .
در روزنامه‏ها مكرر می‏خوانیم كه فلان زن فرزند خردسال شوهرشرا سربه نیست‏
كرد ، فقط به خاطر اینكه مورد علاقه شوهرش بوده است و می‏خواسته قلب‏
شوهر منحصرا در تملك خودش باشد . یا فلان مرد به دلیل اینكه فلان زن عشق‏
او را نپذیرفته است او را كشته است . یا در تاریخ می‏خوانیم كه فلان‏
حكمران همه فرزندان حكمران دیگر را قتل عام كرده است كه در آینده رقابت‏
نكنند .
در اینگونه جریانها در ناحیه قاتل ، جنایت و خباثت وجود دارد و عملش‏
نفرت انگیز تلقی می‏شود و در ناحیه مقتول ، مظلومیت ، بی دخالتی ، نفله‏
شدن ، هدر رفتن وجود دارد و عكس‏العملش در انسانهای دیگر تأسف و ترحم‏
است . بدیهی است كه اینچنین مردن در عین اینكه تأسف انگیز و ترحم خیز
است ، تحسین آمیز نیست ، افتخار شمرده نمی‏شود ، زیرا مقتول به هیچ وجه‏
دخالتی نداشته است . حسادت ، عداوت و حقارت طرف موجب شده كه بی‏
سبب كشته شود .
4 - مرگهائی كه خود آن مرگها " جنایت " است :از قبیل خود كشیها .
 اینگونه مرگها نفله كردن و هدر دادن خود است بدترین‏
مرگها است . كسانی كه در تصادف اتومبیل كشته می‏شوند و خود مقصرند ،
مرگشان از این قبیل مرگها است و همچنین كسانی كه در راه یك گناه به هر
شكل و به هر صورت باشد كشته شوند .
 5 - مرگهائی كه " شهادت " است : مرگی شهادت است كه انسان با توجه‏
به خطرات احتمالی یا ظنی یا یقینی فقط به خاطر هدفی مقدس و انسانی و به‏
تعبیر قرآن " « فی سبیل الله »" از آن استقبال كند .
شهادت دو ركن دارد : یكی اینكه در راه خدا و فی سبیل الله باشد . هدف‏
، مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فدای هدف نماید . دیگر اینكه‏
آگاهانه صورت گرفته باشد .
معمولا در مورد شهادت ، جنایت هم هست . یعنی عملی كه از جهت‏
انتسابش به مقتول ، شهادت است و مقدس است ، از جهت انتسابش به‏
قاتل جنایت و پلیدی است .
شهادت ، به حكم اینكه عملی آگاهانه و اختیاری است و در راه هدفی‏
مقدس است و از هر گونه انگیزه خود گرایانه منزه و مبرا است ، تحسین‏
انگیز و افتخار آمیز است و عملی قهرمانانه تلقی می‏شود . در میان انواع‏
مرگ و میرها تنها این نوع از مرگ است كه از حیات و زندگی برتر و
مقدستر و عظیمتر و فخیم‏تر است .
 
اینجا با كمال تأسف باید به نكته‏ای اشاره كنم ، و آن اینست كه غالب‏
ذاكران سید الشهداء ( ع ) با آنكه آن حضرت را با لقب مقدس شهید یاد
می‏كنند و سید الشهدا می‏خوانند ، در اثر اینكه تحلیلی در این مسائل ندارند
، تلقی‏شان از مرگ ابا عبدالله ( ع ) از نوع سوم است ، یعنی نفله شدن و
هدر رفتن .
بسیاری از مردم ما صرفا بر مظلومیت ابا عبدالله و بی جرمی و بی دخالتی‏
آن حضرت می‏گریند ، و تاسفشان از اینست كه امام حسین مانند كودكی كه‏
قربانی هوس یك جاه طلب می‏شود نفله شد و خونش هدر رفت . در صورتی كه‏
اگر اینچنین باشد آن حضرت مظلوم و بی تقصیر هست ، همچنانكه همه‏
قربانیان آنگونه جنایات مظلوم و بی تقصیرند ، ولی دیگر شهید نیست تا چه‏
رسد كه سید الشهداء باشد .
امام حسین صرفا یك قربانی هوسهای جاه طلبانه دیگران نیست . شك ندارد
كه از آن جهت كه این فاجعه به كشندگان او انتساب دارد ، جنایت است ،
هوس است ، جاه طلبی است . ولی از آن جهت كه به شخص او انتساب دارد
، شهادت است ، یعنی ایستادگی آگاهانه و مقاومت هوشیارانه در راه هدف‏
مقدس است . از او بیعت و امضا و تسلیم می‏خواستند و او با توجه به همه‏
عواقب زیر بار نرفت ، به علاوه او سخت معترض بود و سكوت در آن شرائط
را گناهی عظیم تلقی می‏كرد .
تاریخ آن حضرت ، مخصوصا بیانات آن حضرت گواه روشن این مطلب است .
پس شهادت ، قداست خود را از اینجا كسب می‏كند كه فدا كردن آگاهانه‏
تمام هستی خود است در راه هدف مقدس
.




نوع مطلب : فلسفه ی شهادت ، 
برچسب ها :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :